
من اومدمقرار شد زود به زود بیام اما فکرشم نمیکردم به این زودی باشهخرااااابیه دیگه آوااااررر میشه رو سر آدمبده بخوای به همه امید بدی و خودت نا امید شینگو ناامیدی بزرگترین گناهه که حالم بدتررررر میشهبه تهی رسیدم به خلاااانگو درست میشه که حالم به هم میخورهاصلا هیچی نمیخواد بگی فقط گوش کنحالا بهترههههآخ که دلم لک زده برا ...هیچی بیخیالیعنی نمیتونم کلید نکنم به کلمه بیخیالقول دادم نگم دو دقیقه دو دقیقه ای که میتونه یه دنیا باشهاحساس ضعف میکنم میفهمی ضعفدلم داره غش میره برا .....من بدم ولی تو بخند فقط بخند برنامه چیدم حالم خوب باشه ولی چطوریشو نمیدونمعمرا که نمیخونی که اگه میخوندی هم فرقی نداشتهیچوقت فکر نمیکردم سرخودم بیاد اون چیزیو که فکر میکردم بدهالبته که اصلا بد نیست ولی برام تعجب د...
ادامه مطلب
برو فقط برو مثل خیابانی یکطرفه که هیچ راه برگشتی ندارد من هم میروم به جهنم اینجا جای خالی توست که آتشم میزند منیره حسینی...
ادامه مطلب
گفتن بعضی حرفا اونقدر سخته که هیچ وقت دلت نمیخواد راویشون باشی حرفایی که قیمت بیانشون قد غرور یه مرده حرفایی که در پسش یه دنیا حرف ناگفته ی دیگه پنهونه دیدی بعضی ها کلی مقدمه میچینن که یه حرفیو بزنن دیدی بعضیها دو سه کلمه میگن ولی یه عالمه میارزه یه دوست دارم میگه ودیگه،تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل آره تو روزگاری که دیگه هیچ چیزی جای خودش نیست هنوز هستن آدماییکه حرفاشون یه دنیا رو بهم میریزه فقط کافیه بهشون دل بدی آی اونیکه باید بشنوه،بشنو این صدای غروره منه که پشت تیک تاک دلم مخفی شده "د و س ت د ا ا ا ا ر م"...
ادامه مطلب
با خودم عهد کرده ام که دیگر عاشقانه ننویسم آخر برای چه بنویسم و برای که؟ عشق، لیاقت میخواهد اما این روزها آدمها عشق را به عقش بدل کرده اند عشق این روزها بازیچه ی دست آدمهایی شده که فقط حرف زدن را خوب میدانند نه عمل را عشق عمل است و نه فقط جمله های زیبا پس تا اطلاع ثانوی عاشقانه تعطیل ...
ادامه مطلب
بازم اومدم سراغ یار غار خودم ،رفیق بی زبون وحرف گوش کنی که درسته زبون برا گفتن نداره ولی تا دلت بخواد حرف گوش کنه و از خیلی از آدما زبون فهم تره وب عزیزم، شب مزخرفیه، تا دلت بخواد احساس بدی دارم نمیدونم چرا ، شاید واسه اینکه جمعست و جمعه ها همیشه دلگیره شایدم بخاطر... بیخیال، امشب مثلا شب ولنتاینه، مزخرف ترین شب سال عهد کردم عاشقانه ننویسم ولی اگه راستشو بخوای دست و دلم داره میلرزه ولی، نه، نمینویسم همینطور که میگشتم تو نت چشمم افتاد به این نوشته که خندم گرفت،میگفت: "ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ...ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖﮐﻪ ...
ادامه مطلب