
بازم اومدم سراغ یار غار خودم ،رفیق بی زبون وحرف گوش کنی که درسته زبون برا گفتن نداره ولی تا دلت بخواد حرف گوش کنه و از خیلی از آدما زبون فهم تره وب عزیزم، شب مزخرفیه، تا دلت بخواد احساس بدی دارم نمیدونم چرا ، شاید واسه اینکه جمعست و جمعه ها همیشه دلگیره شایدم بخاطر... بیخیال، امشب مثلا شب ولنتاینه، مزخرف ترین شب سال عهد کردم عاشقانه ننویسم ولی اگه راستشو بخوای دست و دلم داره میلرزه ولی، نه، نمینویسم همینطور که میگشتم تو نت چشمم افتاد به این نوشته که خندم گرفت،میگفت: "ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ...ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖﮐﻪ ...
ادامه مطلب